اسرار ابریشم
در سه هزار سال قبل از میلاد مسیح ، یک امپراطوریس چینی کشت درخت توت و پرورش کرم ابریشم را تشویق می کرد. او خود آزمایشهای متعددی درباره بستن نخ ابریشم به قرقره انجام داد و برخی اختراع صنعت بافندگی را به او نسبت می دهند.
گرچه چینی ها پارچه های بافته خود را صادر می کردند ولی اسرار آن را با تعصب پنهان نگه می داشتند . به فرمان ملکه هر کس این اسرار را فاش می ساخت ، مجازاتش مرگ بود.
سرانجام چند قرن بعد ژاپنی ها موفق شدند با شیوه شگرفی بر این اسرا ر دست یابند.
در سال 300 قبل از میلاد یک هیات نمایندگی از ژاپن وارد چین شد. این هیات مامور بود که از ابریشم بافان دعوت کند تا این هنر را در کشور ژاپن تعلیم دهند. ولی با تقاضای آنها موافقت نشد.
افراد هیات در خفا به راز ابریشم بافی وقوف یافتند و اندکی بعد ، ژاپن دومین تولید کننده محصولات ابریشم در سراسر جهان آنروز شد.
سالیانی بعد یک شاهزاده خانم چینی با یک شاهزاده هندی ازدواج کرد. برای اینکه اسرار این صنعت مهم را به وطن جدیدش ببرد ، در زیر گیسوانش مقداری بذر توت پنهان کرد و با خود به هندوستان برد . دیری نگذشت که کاروان های بزرگ بازرگانان هندی با پارچه های ابریشمی هندی به طرف مغرب زمین رهسپار گشتند.
ژوستی نیان امپراطور روم شرقی که انحصار تجارت را در قسطنطنیه در دست داشت ، با شتاب زدگی گروهی از جاسوسانش را به چین فرستاد . 4 سال طول کشید تا جاسوسان اعزامی ماموریتشان را انجام دادند و آنگاه هر یک با چوب دستی سفری به میهن خود بازگشتند و نزد پادشاه رفتند. درون چوبدستی های آنها که خالی شده بود ، پر از تخم ابریشم و بذر توت بود .
با گذشت زمان ، اسرار تهیه ابریشم از قسطنطنیه به ایتالیا و بعد به فرانسه رسید. سرانجام کرم ابریشم و درخت توت به انگلستان راه یافت و آن هنگامی بود که جنگ های مذهبی آغاز شده بود و فرانسویان پروتستان ها را از فرانسه بیرون می کردند
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه
1387/07/04 و ساعت
4:38 بعد از ظهر |